تبلیغات
sonicy words - نمی تونم به قلبم اعتماد کنم4
نمی تونم به قلبم اعتماد کنم4
نظرات 15 نبود ولی بازم گذاشتم .......
حالا بپر برو ادامههههه که مسابقست !
قبل از اینکه چیزی بفرسته آف شدم و به بیرون خیره شدم ... هه چه احمقیه هااااا ! ولی خودمونیما خوب اسکلش کردم ! 
همونموقع امی با گریه وارد شد ...
_ تیااننااااااااااااا ههههههه
منو می گی  ترسیدم رفتم سمتش : امی خوبی ؟ سونیک مرده ؟ سونیک رفته زیر گور ...؟ اگمن جد و آبادشو کرده زیر گور ؟ آتیش گرفته ؟ خودکشی کرده ؟ اون.....
یه هو شاینی جلومو گرفت : بسه بابا سونیک بدبختو صدبار کشتیش زندش کردی ! فقط یه تیم تشکیل دادن تیم فایر ! من و تو و امی و سوفیا و لیلی و لیزی و پاملا   هم تشویق کننده هاشونیم ! 
امی : واییی عزیز ممممممممممممم
من : امی جدی نگیر من نیستم ! 
اون دوتا : چرااااا ؟
+ افرادگروهشون ...؟
- سونیک و تیلز و ناکلز و سم و .....
+ استاپ! به خاطر گزینه آخر ! 
_ بیخیال ببچه شدی ؟
+ آره ! ولم کنید بابا !
_ وانیا تو می یای و من کاری به این کارا ندارم ( آتیش گرفت )
+ شیکر خوردم ... اوف باشه بابا نسلیم ! 
_ به نفعت بود ! خوب لباسو چه کنیم ؟
امی : فهمیدممممم .. وانیا بیا ببینم ... فقط سایز تورو فعلا دارم ..
+ من ولی من /.....آااااااااااا امی ولم کن 
منوو بزور کرد تو رخکتکن و افتاد به جون 
من : امی آییییییی . نه نه نه نه نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه 
+ امی : بمیرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
شاینی : 
بالاخره ......
wah_base_8_by_lillythehedeghog-d4r4tsg_-_copy.png

نظرت ؟ 
شاینی : پرفکت خوب شعارمون چی باشههه ؟
+ وای فک کنم خیلی کار داریم هااااا 

ناگهان گوشیم زنگ خورد ! نا شناس ؟ 
+ بله ؟
_ گوش کن ..... حرف منو بخون کی اول می یوفته ؟

























15 تا ادمه ! راستی شعاری به ذهنتون رسید بگید در خدمتم !

[ چهارشنبه 16 دی 1394 ] [ 08:09 ب.ظ ] [ vania woter ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب