تبلیغات
sonicy words - مدرسه ی we 13
مدرسه ی we 13
خب منتظر چی هستی ؟

با تشکر از لیلی با این نقاشی قشنگش
لیزی بود 
موهامو کنار زدم با لبخند بهم نگاه می کرد 
گفت : قششنگ می خوانی 
گفتم : لیزی ؟
باهام دست دادد : منو میشناسی 
البته خواهرتم میشناسم 
با تعجب گفت لیلی ؟
سرشوانداخت پایین و خودشو بغل کرد 
پرسیدم : چیزی شده گفت نه بیا ..... بیا بریم

























































رفتم خونش واقعا که خیلی جای بزرگ و قشنگی بود .
نشستم . لیزی سرشو از آشپزخونه آورد بیرون و داد زد چیزی نمی خوری ؟ قوه یا هرچیز دیگه ای 
گفتم : همون چایی خوبه .
چایی رو آورد وای که چه بوی خوبی داشت 
یه قلوپ خوردم و گفتم چرا ناراحت شدی وقتی اسم خواهرتو آوردم ؟
سرشو انداخت پایین و قطره اشکی ریخت و گفت : منو لیلی قبلا خیلی باهم خوب بودیم اما یه روزی ........
گریش گرفت  . دعوامون شد . اون .... می گفت بدون تو هم می تونم اصلا نیازی به خواهر نداره ... می کفت خیلی بچم اما ........
بغلش کردم : اما اگه می بردمش پارک یا براش تولد می گرفتم به خاطر این بوذ که....
من : لیزی .....
: از وقتی مامان و بابا مردن لیلی اخلاقش تغییر کرد . بااینکه فقط دوماه فاصله سنیمونه اما اصلا شبیه هم نبودیم تنها علاقمون آهنگ بود ...... اون رفت ... برای همیشه از پیشم رفت و من موندم توی سایه ها این ثروت به هیچ دردم نمی خوره وقتی ملودی اون دیگه توی خونه نیست هروز پیانوشو تمیز می کنم به امید اینکه روزی برگرده و برام بزنه ......ولی ....
بازم گریه کرد 
بعد نگاهی به سینی چایی کرد، لبخندی زد  و گفت ببخشید  حواسم نبود سه تا لیوان ریختم 

دلم کباب شد لیلی تو چطور تونستی .... آه     ( لیلی ناراحت نشو فقط داستانه خب )
گفتم : اما لیلی همیشه از تو تعریف می کرد 
اینقدر می گفت لیزی که چند بار آقای آبدماغ دعواش کرد 
بعد سعی کردم ادداشو دربیارم همونطوری دستامو تکون می دادم و می گفت : آه خواهرم لیزی باید آواز خوندنشو ببینید عالیه  اینقدر زیباست که نگو مهربون و خوش اخلاق وای مای گاش 
لیزی خندید و اشکاشو پاک کرد .بعد گفت : لیلی هرچقدر هم بد اخلاق باشه من دوسش دارم 
لبخند زد و گفت : دختره ی دیوونه من عاشقشم احمق !
ناگهان کسی با قدرت به در کوبید داد زد خانم واتر ما می دونیم شما اونجایید ! لطفا تسلیم شید !




 ادامه فقط 30 تا نظر 

[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 01:02 ب.ظ ] [ vania woter ] [ برای دوتا خواهر خشکل و مهربون () ]
آخرین مطالب