تبلیغات
sonicy words - مدرسه ی we 11
مدرسه ی we 11
منتظر چی هستییییییییییییییییییی 


( از همین الان اون آهنگو بخش کنید )

بالاخره تمام اثر انگشت ها داده شد 
بعد چند هفته آقای دکتر اومد سر کلاس ما و گفت : بچه ها دوستتون جک به قتل رسونده شده و ..........
همه با تعجب گوش می دادند 
قاتل پیدا شده : خانم وانیا واتر پاور ! دستگیرش کنید 
وانیا با وحشت از جاش بلند شد . سر جاش خشکش زده بود ناگهان چیزی مثل گوله برف زد رو زمین همه جارا برف گرفت 
از فرصت استافاده کرد و از پنجره زد بیرون .
همینجوری که می دویید رفت سمت جنگل صدای دکترو می شنید که داد می زد بگیرینش رفت تو جنگل 
دنبالش کردن 
تاحالا اونقدر سریع ندوییده بود 
پشتشو نگاه کرد نگاهان روشو برگردوند یه درخت بزرگ جلوش بود خودشو زد کنار ولی خورد به تنه ی درخت و افتاد زمین چون سرازیری بود همینجوری غلت خورد تا اینکه اومد زمین گریه می کرد : چرا ؟ آخه چرا ؟ منکه کاری نکرده بودم من جکو دوست داشتم 
روبروشو نگاه کرد یه نهر آب بود پاشد و دست و صورتشو شست همون موقه با خودش این رو خوند :


[http://www.aparat.com/v/oz1V5]



همینجوری می خواند و گلها و برگ هارو نوازش می کرد  جاهای دوپس دوپسیشم می دویید وایساد و خوند 
همینجوری می رفت بدون هیچ هدفی همونجوری می دویید  آخر رسید به جایی که شبیه غار بود همونجوری که آهنگ می خوند رفت تو  شب بود گشنش بود و خسته 
آخرین نتهای شعرشو خوند و ذل زد به آسمان پرستاره و آروم خوابید ...


.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.صبح با لیسه ی کسی بلند شد و یه چیز خیلی عجیب دید : 




دهنش واموند  اونو نگاه کرد رفت پشتمو و اونو بلند کرد و بردتم یه جای پراز درخت میوه  پرید و اشاره کرد به یک درختی 
گفت  : آهان اونو می خوای 
براش میورو کند  و همینجوری نشستاونو نگاه کرد انگار که باهاش حرف بزند گفت  من بخورم ؟ باشه .
خیلی شیرین بود وقتی خوردنش تموم شد گرگ به راه افتاد وانیا داد زد : چی ؟ صبرکن آها ! 
و دوید دنبالش 
وقتی رسیدن چیزی رو که می دید باور نمی کرد :


[ شنبه 14 شهریور 1394 ] [ 01:40 ب.ظ ] [ vania woter ] [ دیدی چه جایی بود ؟ () ]
آخرین مطالب