تبلیغات
sonicy words - مدرسه ی we9
مدرسه ی we9
توجه ... توجه 

این داستان رو قبل خواب نخونید  
shut_it_and_kiss_me_base_by_unknownspybat-d56cjuz.png

 

آروم اشک می ریختم و کاغذو می فشردم .همون موقع سم اومد و گفت وانیا تو...............

زبونش بند اومد زانو زد و داد زد نه داداشی ! ههه ههههه ( گریه ) نه چرا لعنتی چراااا؟؟ ههههههههههههه

مشتاشو به زمین می کبوند و داد میز زد چرا احمق چرا

 

بغلش کردم با هم گریه می کردیم .

همون موقع همه ی بچه ها اونجا تجمع کردن . همه پچ پچ می کردن و چیزی می گفتن . همه در تعجب بودن .

همون موقع خانم رابرتز اومد جلو همون جور که ببچه هارو کنار می زد می گفت : چه خبره ؟ اینجا چی شده ؟

وقتی رسید خیلی تعجب کرده بود . دستشو گرفت جلو صورتش و گفت بلند شید .

سم گفت : اما برادرم ....

خانم داد زد : گفتم بلند شید  !! وانیا تو هم زنگ به زن به آمبولانس 

همونطور که دستم می لرزید گوشیمو درآوردم و زنگ زدم : وقتی برداشتن با بغض گفتم : الو آمبولانس 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقت تشی جناز سم خیلی حالش بد بود چند بار می خواست جلوی کسایی که حملش می کردنو بگیره .هی داد می زد نه داداشمو نبرید کجا می بریدش ههههه .

واقعا وضعیت بدی بود به زور نگهش داشتیم همونجوری که داد می زد سونیک اومد جلوشو داد زد  خفه شو دیگه اون رفته  .

سم گفت نه من نمی زارم که ...

یه هو سونیک یه کی خوابوند زیر گوشش  و داد زد نه اونایی که رفتم دیگه بر نمی گردن .دیگه نیستن دوستم نه  دارن .

کم کم متوجه اشک رو صورتش شدم .

سم آروم گرفت

سونیک هم همینطور اروم بغلش کرد و گفت : ببخشید داداش محکم زدم .

سم هم بغلش کرد و گفت طوری نیست داداش !

 

وقتی برگشتیم به خوابگاه سم حالش زیاد خوب نبود . دکتر می گفت که  خودکشی کرده و چند ساعته مرده اما روی تیغه اثر انگشتی بود که برای جک نبوده شاید ...

خانم رابرتز : به قتل رسیده باشه ؟

دکتر :بله ولی باید تمام اثر انگشتای مدرسه را برای من بیاورید . قاتل نباید ول بگرده 

خانم رابرتز سرشو تکون داد .

 

 

 

 

 

 

 

 

اما سوال من : قاتل کی می تونسته باشه ؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاقتل معلوم شه دهتا نظر

!

[ شنبه 14 شهریور 1394 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ vania woter ] [ یعنی کی می تونه باشه ؟ () ]
آخرین مطالب